Fussball90 LogoFussball90 Logo
VfB Stuttgart

کاپیتانی با یک دست

schalke 04

داستان زندگی رابرت اشلینز، کاپیتانی با یک دست.

داستان رابرت خوب شروع شده بود،فوتبالیست شدن در 6 سالگی هر چقدر هم که مسابقات محلی بوده باشند. داشتن پدر فوتبالیست و از او آموزش دیدن. حتی جنگ جهانی دوم هم برایش خیلی بد تمام نشده بود. درست است گلوله های روسی به فکش برخورد و صورتش رو دچار خراش کرده بودند ولی همین باعث شد زودتر از موعد، از جنگ به خانه بازگردانده شود و بازهم در تیم فوتبالش بازی کند.
جنگ بود و خیلی از تیمها بازیکن کافی نداشتند پس به تیمها اجازه داده شد از بازیکنهای مهمان استفاده کنند. رابرت هم اول به عنوان بازیکن مهمان وارد اشتوتگارت شد ولی زیاد طول نکشید که ماندگار شد و به یکی از اسطوره های باشگاه تبدیل شد.
اولین فصل حضورش (1945-46) در 30 بازی 45 گل به ثمر رساند و رکوردی در لیگ از خودش به جای گذاشت.
و بلاخره آن روز فرارسید. 4 اوت 1948 یکروز گرم تابستانی و یکروز بعد از فوت مادر. رابرت اوپل دوستش را قرض گرفت تا خود را به تیم برساند که در جام آلن شرکت کنند.هوا گرم بود و رابرت دست چپش را بیرون پنجره گذاشته بود.جاده به اندازه ی کافی دست انداز داشت که افتادن در یک چاله ی آب تصادفی را بوجود آورد که درآن دست چپ رابرت درهم شکند. دکترها چاره را در قطع کردن ساعد دست چپ رابرت میدیدند و این اتفاق افتاد. ولی اکنون چه میشد؟دوران حرفه ای رابرت 24 ساله به پایان رسیده بود؟
هیچکس امیدی به بازگشت رابرت نداشت حتی خود او. نگرانیها و نا امیدیهای زیادی رابرت را در برگرفته بود. تنها یکنفر امید داشت. سرمربی وقت اشتوتگارت Georg Wurzer.او به تشویق رابرت برای ادامه ی بازیش پرداخت و بعد از بهبودی وی با هم شروع به تمرینات اضافه کردند تا رابرت بتواند با شرایط جدیدش کنار بیاید و بتواند تعادل خود را در هنگام بازی حفظ کند. تنها 4 ماه پس از آن تصادف در 5 دسامبر 1948 رابرت در بازی خانگی مقابل بایرن مونیخ به زمین رفت و در حالیکه کسی امید به بازگشت دوباره اش به میادین نداشت ولی او بازگشت.
او حتی دی استفانو را مجبور به تعریف از خود کرده بود. در بازی که اسپانیا مهمان اشتوتگارت بود وی گفته بود:

اشلینز بهترین بازیکن زمین بود ، آنچه که من از او در زمین دیدم غیر قابل تصور بود.

وی از سال 1945 تا 1960 برای اشتوتگارت بازی کرد و کاپیتان یکی از موفقترین تیمهای آلمان بود و به همراه این تیم دو بار قهرمان آلمان (1950.1952) و دوبار قهرمان جام حذفی (1954 – 1958) شد.

او در سال 1955و 1956 توسط سپ هربرگر به تیم ملی دعوت شد و سه بازی ملی نیز انجام داد، که بازیها در برابر ایرلند شمالی و انگلستان و هلند بود.
او بعد از اویختن کفشهایش هم به اشتوتگارت وفادار بود و حتی گاهی برای تماشای بازی اشتوتگارت به ورزشگاه می آمد و مدت کوتاهی نیز در هیئت مدیره انجمن باشگاه نیز حضور داشت. وی در 71 سالگی بر اثر حمله ی قلبی درگذشت. چند روز پس از مرگ وی اشتوتگارت نام ورزشگاه آماتور خود را Robert-Schlienz-Stadion نامگذاری کرد.



کامنت‌ها