Fussball90 LogoFussball90 Logo
Germany

آرمان یا آلمان؛ مساله چیست؟

مجتبی زارع

نگاهی به مقوله نژاد پرستی در فوتبال آلمان

اگر بخواهیم به تاریخ نژاد پرستی نگاهی بیاندازیم، نژاد پرستی مقوله تازه ای نیست، به ویژه در کشورهای اروپایی، در این راستا بود که سال 1977 سال مبارزه با نژاد پرستی در اروپا اعلام شد، آلمان کشوری دارای پیشینه نژاد پرستی نیز از جمله کشورهایی بود که به شدت این مقوله در آن مورد توجه قرار گرفت.

@[email protected]

شاید اولین گروهی که بیشتر از این مقوله مورد اذیت و آزار قرار گرفتند ترک های مهاجر بودند، که به ویژه در مناطق شرقی این کشور با خشونت های بی شماری دست و پنجه نرم می کردند، در زمانی نچندان دور نیز حتی پلیس بین الملل پلیس کشور آلمان را متهم به خصومت با بیگانگان و اعمال تبعیض نژادی در مورد آنها کرد،

@[email protected]

کم کم این موضوع پایش را به فوتبال باز کرد و کشور آلمان با توجه به تنوع فرهنگی که به ویژه با حضور ترک های مهاجر و مهاجران کشورهای بلوک شرقی و آفریقایی به وجود آمد درگیر این موضوع شد:

مورد اول: در سال 1994 جولیو سزار بازیکن وقت باشگاه دورتموند از حضور در یک کلوپ شبانه به علت آنکه از رنگ سیاهی برخوردار بود منع شد، که جنجال زیادی آفرید.

مورد دوم: باشگاه سن پائولی در یک حرکت نمادین در سال 1992 و با کمک هواداران و به مبارزه با افکار نژاد پرستانه در آن زمان پرداخت، همه بازیکنان باشگاه های فوتبال آلمان در آن سال در یک بازی با شعار " دوست من یک خارجی است" به میدان رفتند

مورد سوم: در سال 1995 انجمن جوانان ورزشی فوتبال آلمان با شعار "هیچ شانسی برای نفرت نیست" به مبارزه با نژاد پرستی پرداختند.

و چندین مورد دیگر که از حوصله این یادداشت خارج است

البته مقوله نژادپرستی آنطور که مانند سایر کشورهای اروپایی رایج است در ورزشگاه های آلمان رایج نیست به عنوان مثال آنها تقریبا هیچ وقت بازیکنان سیاه پوست را میمون خطاب نکردند یا برای آنها موز پرتاب نمی کنند بلکه به صورت زیرکانه از شعار هایی مانند عدد 88، که حرف هشتم انگلیسی یعنی H، ابرای ادای کلمه Heil Hitler (سلام نازی)، استفاده می کردند. با این وجود مثال های نقض هم پیدا می شود به عنوان مثال، در مارس 2006، در بازی که بین ساچسن لایپزیک و هالسچر برگزار می شد، اوگونگبور نیجریایی مورد اهانت قرار گرفت، این بازیکن عضو تیم لایپزیک با صدای میمون از سوی طرفداران پذیرایی شد، وی هم در اقدامی تلافی جویانه انگشت خود را بالای دهانش گذاشت و به تمسخر سلام نازی پرداخت و برای این کار توسط پلیس آلمان دستگیر شد.

@[email protected]

همچنین در جریان بازی تیم های سن پائولی و چمنیتزر در سال 2006 پرچم های نازی به احتزار درآمد. همه این مثال های نشانه هایی از تناقض حداقل در بین هواداران فوتبال آلمان در پذیرش مهاجران در این کشور است، حال نکته اینجا است که آیا تیم ملی فوتبال آلمان و سیاست گذاران آن به دنبال آن آرمان خواهی مدنظر برخی هواداران فوتبال آلمان است (یعنی تیم ملی عاری از بازیکنان دو رگه و یا آفریقایی تبار)، یا به دنبال ایجاد آلمانی متحد و به معنای واقعی آلمان است.

@[email protected]

شواهد حاکی از آن است که با دعوت شدن آساموآ به عنوان اولین بازیکن سیاه پوست تیم ملی فوتبال آلمان به این تیم و بازی ستاره هایی همچون مهمت شول و اوزیل ترک تبار در تیم ملی تا حدود زیادی مسیر تیم ملی آلمان مشخص شده است. البته هنوز هرازگاهی شاهد جوشش تفکرات نژاد پرستانه در آلمان هستیم که نمونه های آن در حمله حزب سیاسی آلمانی از وطن پرستی اوزیل و اظهارات جنجالی سیاستمدار آلمانی در مورد بوآتنگ اشاره نمود، که با حمایت های گسترده ای به ویژه از سوی طرفداران و از سوی هم تیمی های این بازیکن همراه بود، حال سوالی که همیشه در ذهن هواداران فوتبال آلمان و البته با برخی تفکرات نسبتا خاص وجود دارد، این موضوع است که آیا آرمان مهمتر است یا آلمان (واحد)؟ نظر شما چیست؟ 



کامنت‌ها