Fussball90 LogoFussball90 Logo
FC Schalke 04

فلسفه تاکتیکی برایتن رایتر

سید حسین علوی‌زاده
سید حسین علوی‌زاده

آندره برایتن رایتر، سرمربی سابق پادربورن که هدایت شالکه را بر عهده دارد، در چشم بسیاری از هواداران، ناشناخته است. این یادداشت، به صورت مختصر تاکتیک های او را توضیح می دهد.

پیش زمینه

@[email protected]

آندره برایتن راتنر، بازیکنی فوق العاده بد شانس بود. او در 17 سالگی، دی اف بی پوکال 92 را به همراه هانوفر فتح کرد. زمانی که به او لقب "بمبر نورانی" را دادند، به هامبورگ پیوست و در 19 سالگی، هتریکی در 19 دقیقه انجام داد. اولین بازی رسمی اش در بوندسلیگا را برابر بایرن انجام داد و باعث پیروزی تیمش شد. دو روز بعد از این نمایش خارق العاده، استخوان فک و گونه اش شکست و کل فصل را از دست داد.

پس از بالا و پایین های زیاد، برایتن رایتر تیم های دسته های پایینی را هدایت کرد. هاولسه، پادربورن و اکنون به بوندسلیگا و شالکه رسیده است.

فلسفه تاکتیکی

@[email protected]

برایتن رایتر متعلق به نسلی از مربی های آلمانی است که بهای زیادی برای پرس شدید، انرژی ضد حمله ای زیاد و البته سرعت زیاد قائل هستند. تا الان در تیم هایش، به خاطر منابع محدود و بازیکنان نه چندان با کیفیت، موفق نشده تا به طور 100درصدی این را نشان دهد.

از نظر دفاعی، سبک بازی او، خلاقیت حریف را می گیرد زیرا که وینگرها، هافبک های مرکزی و مهاجمین او، خطوط تهاجمی حریف را می بندند. از نظر هجومی هم، سبک بازی مستقیم او فضای زیادی را در اختیار بازیکنان سرعتی اش قرار می دهد.

بسته به کیفیت حریف، برایتن رایتر از دو تاکتیک مختلف استفاده می کند. تاکتیک مورد علاقه او 2-4-4 با دو هافبک دفاعی و وینگرهای به جلو کشیده است. تاکتیک دوم او 1-5-4 است که به او اجازه استفاده از 3 هافبک را در میانه زمین می دهد و همچنان 3 عنصر هجومی را هم به کار می گیرد.

انتقال هجومی: گرفتن و رها کردن

انتقال سریع توپ از دفاع به حمله، پایه اصلی تمام تاکتیک های ضد حمله ای برایتن رایتنر است. در پادربورن هم همینطور بود؛ به محض این که دفاع توپ را کنرل می کرد، با پاس های مستقیم توپ های کشنده ای به خط حمله می رسید. اگر در این امر موفق نمی شدند، دفاع های کناری به کمک خط هافبک می آمدند و بازی برای تیم، کمی بازتر و عریض تر می شد.

انتقال هجومی: رها کردن و دویدن

فلسفه اصلی تاکتیکی برایتن رایتر این است: تا زمانی که نیاز به ساختن چیزی نباشد، مالکیت توپ بی معنی است. تیم او هرگز به دنبال نگاه داشتن توپ نبوده است. بنابراین اگر شما توپ را به هم تیمی پاس دادید، از شما انتظار می رود به فضایی حرکت کنید تا برای هم تیمی ها، فضای دریبل زدن ایجاد کنید. باکالرز و ورانچیچ هر دو، وزنه های طراحی بودند که در میانه میدان فعالیت می کردند. هدف، رهایی سلیمان کوچ یا موریتز اشتاپلکمپ در جناحین بود. هدف کلی تر کل این ها، استفاده از حرکات سرعتی برای ایجاد ضد حمله بود. سبکی که قطعا در تیم های بزرگ تر از پادربورن جواب خواهد داد.

سازماندهی دفاعی:

به خاطر حملات سرعتی، برایتن رایتر به دو هافبک دفاعی اش برای کارهای دفاعی وابسته است. وینگر ها معمولا جلو هستند و دفاع های کناری هم، مشغول حمایت آن ها. آن دو هافبک دفاعی معمولا عقب هستند و در واقع، سیستم دفاعی آن ها، 6 نفره می شود. این باعث آزادی بیشتر مدافعین کناری می شود تا به حمایت بهتر وینگرها مشغول شوند.

به اضافه این ها، تیم های ضد حمله ای هنگامی که توپ را از دست می دهند، وحشت زده می شوند. اما تیم برایتن رایتر دقیقا عکس این عمل می کند. بازیکنان هجومی قطعا به عقب می آیند تا کمک کنند، اما این مدافعین هستند که به جلو می آیند. جلو می آیند و با شدت و خشونت به دنبال خاموش کردن ضدحملات قبل از شروع آن ها هستند. این کار، ریسک خیلی بالایی دارد اما با بازیکنان خوب، پاسخ مثبتی به شما می دهد.

 

به قلم فیلیپ باکی برای وبسایت outsideoftheboot



کامنت‌ها